بخش های مرتبط
پيام
mp3 player شوکر
+ کسي که چندساله عذابم داده و ازدستش غصه ها خوردم و همچنان ميخورم فردا داره ميره کربلا...شنيدم داره زنگ ميزنه به همه حلاليت بطلبه.فهميدم به منم خواهد زد.شمارشو امشب روگوشيم ديدم .چندبارزنگ زد .جواب ندادم.دلم پربود دلم ازش بدجورگرفته بود نميدونستم مگه ميشه به تعارف و رودرباسي کسي رو حلال کرد.؟ اونوقت اون دچارتوهم ميشه که من بخشيدمش.درحالي که دل من ازش آشوبه.يادم از اون شبها و روزهايي اومد که ازدستش
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
چه گريه ها که نکردم.چه مصيبتها که سرم نياورد....ببخشمش؟ آخه چطور.؟به شهرديگه سفرکردم که ديگه نه قيافشو ببينم و نههرروز صداشو بشنوم.ميخوام روح رنج کشيدمو ازدستش نجات بدم.هربار ديدمش.فقط درحديه سلام خشک و خالي باهاش برخورد کردم
خودش هم ميدونه چه بلاها بسرم اورد واگرمن بجاش بودم اين رو را نداشتم که برم به طرف مقابلم حتي سلام کنم ولي واقعا بعضي ها رويه خاصي دارند که همان بي چشم و رويي است.والان بگه هرچه بود گذشت.واقعا به اين راحتي هرچه بود گذشت.؟؟؟ هرچه کشيدم گذشت.؟ ؟؟؟؟ خيلي برام سخت بود گوشي روبردارم وبه راستي بگم حلالت کردم.حالم بهم ريخت همه ي غصه هام اومدسراغم کارهاش يکي يکي جلوم صف کشيدن.داشت گريه م ميگرفت.
شنيدم زنگ زده به خانواده، براي دررفتن از صحبت باهاش پريدم خودمو مشغول کردم تابگن دسش بنده.همينطورشدوگفتن دسش بنده! ولي گفته بود نيم ساعت ديگه زنگ ميزنه! من ديگه راه فراري نداشتم.بايددر نيم ساعته تصميم سختمو ميگرفتم.يا حلالش کنم يا بگم نه نميبخشمت.گريه کردم.ولي نميدونم کي بود در درونم که گريه ميکرد.روح متعالي يا روح داني و پست.ولي خيلي دردناک بود.جنگي سخت بودکه تمام حواسموبه خودش جلب کرده بود.
درکنارخانواده بودم ولي روحم جاي ديگري بود.همش باخودم فکرميکردم اخه چطور تورو ببخشم.من خيلي ها رو بخشيدم.ولي يا دوسشون داشتم که بخشيدم يا درجه ي ناراحتي که برام بوجود اوردن از تو کمتر بوده.و تو رو نه دوست دارم و نه درجه غصه هات تو دلم کمه.درهرصورت تو خودم بودم و داشتم ازتکرار گذشته و آسيبهاي روحي که ازش کشيدم رو با ديدن عقربه هاي ساعت مرور ميکردم.واقعا تصميم سختي بود يه لحظه يادم از احاديث اءمه .
اءمه اطهار اومد که ميگفت هرکي ديگران رو ببخشه خدا اجر خاصي بهش ميده.نگفتن چه اجري ولي حتماخاصه که نگفتن.طمع نکردم.ولي التيام دل رنجورم رو فقط از خوده خداخواستم و به حرمت نام امام حسين که حس ميکنم اين وسط اومده براي پادرميوني.وبراي رضاي خدا توقلبم بخشيدمش.خيلي سخت بودولي صداي زنگ تلفن اومدو بهش گفتم حلاله.وهنوزم سرحرفمم.ولي نميدونم چرااينقدرهنوزناراحتم.؟
واقعا راسته که ميگن؛ ميشه بخشيد ولي نميشه فراموش کرد.
از اطاله ي کلامم ببخشيد.ولي خيلي دلم پر بود.و بدجور گرفته.!!!!
ممنونم دوست عزيز
ولي الان اصلا آروم نيستم.نميدونم يه طرف دلم آرومه طرف ديگه خيلي آشوبه.!
اوهوم...
مادر هما
سلام سحر جون .. خوبيد گلم .. ان شا الله به حق اين بخشش خدا به همين زودي سفر کربلا نصيبت کنه .. و البته شک نکن مادر امام حسين بهت عنايت کرده که آني تو قلبت حس شده و به حرمت امام حسين کينه دبيرينه اين شخص رو ناديده گرفتي و بخشيدي..
مادر هما
گلم شک نکن کار خيلي خوبي کردي و برگ برنده دست شماست .. شايد اگه نميبخشيدي و اين زائر امام حسين با دلِ شکسته رفته بود اونوقت يه قسمت اين پرونده به نام تو هم سياه بود .. ولي الان تو رو سفيد هستي که زائر کربلا رو بخشيدي
مادر هما
يه چيز رو بهت ميگم گلم .. همه ما آدمها اين حس رو .. اين درد رو به نوعي تجربه کرديم و هر کدوم ممکنِ از کسي دلشکسته شده باشيم و ... باور کن تا زماني که قلبا نبخشيديم دلمون اسير درد و گرفتار برزخ يادآوري رنجش ها و عذاب هاي اون شخصه .. ولي همينکه مي بخشيم .. اولين لطف رو در حق خودمون کرديم چون خودمون اروم ميشيم و هيچ چيز ارزشمند تر از آرامش انسان نيست
مادر هما
شايد چون هنوز شيطون قلقلکت ميده و کامل نبخشيديش هنوز گوشه ايي از دلت در عذاب اون رنجهاي قديمه .. بيا با خدا معامله کن .. بنده ي خدا رو به خاطر خدا قلبا ببخش و از خدا بخواه قلبا بهت آرامش عنايت کنه
مادر هما
يادت باشه همه ما ناخواسته ممکنِ يه روز باعث عذاب کسي بشيم .. ببخشيم که اگه روز خواستيم حلاليت بطلبيم اون شخص و يا اون اشخاص هم ما رو ببخشه
سلام هماخانم ممنونم عزيز ازدعاي زيبات.دارم به صحبتهاتون فکرميکنم عزيز
ممنونم دوست عزيز ...
ممنونم برفي جان اميدوارم همينطور بشه
منم چند بار تو اين موقعيت قرار گرفتم سحر جان.. کاملا درک کردم و با نوشته ت اشک ريختم.. بخشيدن کسي که قشنگترين رؤياهاي زندگيتو تبديل کرده به بزرگترين کابوساي زندگيت که تا عمر داري باهاته... خيلي سخته... منم بخشيدم و گفتم حلال.. ولي دلم بعضي وقتا بدجور ميسوزه.. اين موقعا با خودم ميگم فاطمه بي خيال.. تو گفتي بخشيدي.. ديگه بهش فکر نکن.. گرچه هنوز نتونستم بهش فکر نکنم.. ولي تو بخشيدن يه نفر هنوز موندم.
..کسي که حتي حواسش رو پرت کرد که نشون بده من و اشکامو اصلا نميبينه..
الان کينه ندارم.. فقط دلم ميخواد يادم بره.. يادآوريش داره زنده به گورم ميکنه.. شدم مرده متحرک.. دلم ميخواد يادم بره.. بقيه شم با خدا.....
سلام آيينه جان خوبي گلم.؟ توکل به خدا .بخشش اولين برکتش به خوده آدم ميرسه.که بعد از چندروز حس.سبکي آرامش نسبي ميکني.
سحر بيو اينجا :) http://banoyedashteroya.parsiblog.com/Feeds/9511010/
سلام آبجي جون.. الحمدلله خواهري... آره.. درسته.. خدا بعضي وقتا فقط بايد به آدم صبر بده.. بخشيدنم توفيق ميخواد.. خدا کنه هممون توفيقشو پيدا کنيم..
سلام مادرجان هماخانم عزيزوم.خوبي دي؟ کجا بيام؟ چي نبي خو.؟
کاملا درسته آيينه ي گلم....توکل به خوده خدا ....
.:آيينه:.
@};-
mp3 player شوکر