بخش های مرتبط
پيام
چراغ جادو
+ هيچکس نميداند در قلب يک زن چه ميگذرد. چگونه باتمام لطافتها و ظرافتهايش، همچون کوهي دردهايش را تحمل ميکند. درد اينکه روزي از يک لحظه خورشيدعشقي در نگاهش طلوع ميکند و روزي ديگر غروب ميکند. شايد غروب کرده باشد ولي همچنان خورشيد عشق در قلبش گرما ميبخشد و براي هميشه براي هيييييچ کس از آن هيچ حرفي نزند. چراکه بدبرداشت ميشود!!! او باتمام ظرافتهايش هم بايد مادرسختکوشي باشد که همچون ماشين بي عيب کارکند و..
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
حتي يک لحظه هم خراب نشود. هم همسري زيبا و جوان و با ذوق و جاودانه باشد که حق ندارد باتمام سختي هاي زندگي حتي يک چين و چروک زيرچشمش بيوفتد.بلکه هميشه بايد درمنزل يک جونيفر سرحال و خوشگل باشد در حالي که مردش يک زيرشلواري راه راه که تا زير سينه آنرا بالاکشيده و يک زيرپيراهن آبي بي ريخت به تن ميکند. زن موجود عجيبيست که با تمام ناگفته ها و با لطافتها و ظرافتهايش با
قلبي بزرگ تحمل ميکند که البته تحمل ميکند. م. م هفت آسمان
*زهرا.م
نظر اول :|
{a h=Patoghedokhtarha} زهرا.م{/a} چيه زهرا جان! واقعيته عزيز
*زهرا.م
نه هميشه اينطور نيست
{a h=Patoghedokhtarha} زهرا.م{/a} بله درست ميفرمايي عزيز... :) بنده هم نگفتم هميشه
ممنونم دوستان و مسئولان خوب مجله پارسي...
چراغ جادو